خرید بک لینک

داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند چهره پرچین و جبین پرآژنگ
با نگاه غضب آلود زند بر دل نازک من تیر خدنگ
از در خانه مرا ترک کند همچو سنگ از دهن قلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنده ست شهد در کام من وتوست شرنگ
نشوم یک دل و یک رنگ تو را تا نسازی دل او از خون رنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی باید این ساعت بی خوف و درنگ
روی و سینه تنگش بدری دل برون آری از آن سینة تنگ
گرم وخونین به منش باز آری تا برد ز آینه قلبم زنگ
عاشق بی خرد ناهنجار نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ

برچسب: ایرج میرزا شعر قلب مادر, نویسنده: بهنام صادقی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 7:25

صفحه بندی